امپراتوری هخامنشی

نظر هگل در مورد هخامنشیان

از دیدگاه سیاسی، ایران زادگاه نخستین امپراتوری راستین و حکومتی کامل است که از عناصری ناهمگن [بی گمان به معنای نسبی] فراهم می آید. در اینجا نژادی یگانه، مردمان بسیاری را دربر می گیرد (ولی این مردمان) فردیت خود را در پرتو حاکمیت یگانه نگاه می دارند. این امپراتوری نه همچون امپراتوری چین، پدرشاهی، و نه همچون امپراتوری هند، ایستا و بی جنبش، و نه همچون امپراتوری مغول، زودگذر، و نه همچون امپراتوری ترکان بنیادش بر ستمگری است.

ادامه مطلب نظر هگل در مورد هخامنشیان

دوران امپراتوری هخامنشی بصورت خلاصه

هخامنشیان در ابتدا شاه بومی پارس و انشان بودند. کورش دوم هخامنشی معروف به کورش کبیر بر دولت ماد مسلط شد و سپس لیدی و بابل را فتح کرد و امپراتوری هخامنشی را تاسیس کرد.

در واقع این امپراتوری تداوم زندگی دولت ماد بود زیرا هخامنشیان و مادها از یک خانواده و فرهنگ بودند. آنها دویست و بیست سال بر بخش بزرگی از دنیای آن زمان حکمرانی کردند که از رود سند تا دانوب و از آسیای میانه تا آفریقا گسترده بود. سر انجام با شکستی که از اسکندر مقدونی خوردند امپراتوری آنها متلاشی شد

ادامه مطلب دوران امپراتوری هخامنشی بصورت خلاصه

عطایاى سلطنتى هخامنشیان

یونانیان خوب مى دانستند که با خدمتگزارى به شاه بزرگ امکان دریافت عطایا و هدایا را خواهند یافت ( ر. ک. هرودوت، کتاب ۷، بند۱۳۴ – ۱۳۷ ؛ کتاب ۸، بند ۵ ؛ کتاب ۹، بند ۱۸ و غیره ). گزنوفون که پیوسته به این ویژگى در ایدئولوژى و راه و رسم سلطنت هخامنشیان اشاره مى کند، در اقتصاد آن را چنین توضیح مى دهد: اگر فرماندهان پادگانها و گردانها کار خود را خوب انجام دهند « شاه مقام و منصب ( tai timais auxei ) آنان را ارتقا مى بخشد و آنان را در عطایاى بزرگ غوطه ور مى سازد » ؛ در عوض « دیگران را به سختى کیفر مى دهد، برکنار مى کند و براى انجام وظایفشان دیگران را منصوب مى کند » ( کتاب ۴، فصل ۷ ) . همچنین است در مورد مأمورانى که مسئول بالا بردن بازدهى اراضى زیر کشت بودند ( کتاب ۴، فصل ۸ ) . بر اساس همین پیش فرضهاست که گزنوفون سیماى آرمانى شده کوروش صغیر را ترسیم کرده است:

ادامه مطلب عطایاى سلطنتى هخامنشیان

مصر و داریوش

خشثرپاون و خشثروپان نشین ها . درباره سیاست داریوش در مصر اسناد فراوان و متنوعى در اختیار داریم. متون (مصرى، آرامى، یونانى) و اسناد باستان شناختى (پیکره داریوش، نقشها و پیکره ها، استلها، درونخانه هاى پرستشگاهها) به طور گویایى گواه فعالیت چند شکلى داریوش در سواحل نیل و بیابانهاى شرقى و غربى است: احداث پرستشگاهها، جمع آورى «قوانین مصرى» گشایش ترعه اى بین نیل و دریاى سرخ و غیره. تردیدهاى برجا مانده درباره شرایط قیام مصر هر چه باشد، چنین مى نمایدکه داریوش آریاندس را در نقش خشثرپاونى خود حداقل تا سال ۵۱۰ استوارکرده است، در این سال وى معزول و در شرایطى که روایت هرودوت آن را کاملا روشن نمى کند به مرگ محکوم شد (کتاب ۴، بند۱۶۶ ). متون دموتى نشان مى دهندکه در سال۴۹۲ فردی به نام فرنداتس به این سمت منصوب شد . اما در سال۴۸۴ خشیارشا برادر خود هخامنش را به مقام خشثرپاون مصر برگما رد (هرودوت، کتاب ۷ بند ۷).

ادامه مطلب مصر و داریوش