اشعار لباس

لباس و پوشاک بعد از اسلام‏

در آغاز نهضت اسلامى، اعراب بادیه‏نشین پوشاکهاى ساده سرتاسرى براى حفظ بدن از سرما و گرما به تن مى‏کردند و از هنر خیاطى کمترین اطلاعى نداشتند ولى پس از آنکه حوزه قدرت و نفوذ سیاسى اعراب به آسیا و آفریقا و اروپا، بسط یافت، این قوم بادیه‏نشین، خواهى نخواهى تحت تأثیر تمدن و فرهنگ ملل مغلوب قرار گرفتند، از این زمان به بعد، دریافتند لباسهایى برازنده‏تر از آنچه دارند مى‏توان پوشید و طرز لباس پوشیدن بسیارى از ملل مغلوب را اقتباس کردند. شکوه و تجمل زندگى که در میان مردم ایران بسیار پیش‏رفته بود، اثر خود را بر افکار بعضى از آنان بخشید؛ دربار بغداد احساس کرد که متدرجا زیر تأثیر همسایگان شکست‏خورده خود قرار مى‏گیرد، گسترش تمدن و تجارت موجب پیدایش کارخانه‏ها و کارگاههاى مختلف پارچه‏بافى گردید؛ و شهر بغداد، به زودى صاحب تعداد بسیارى از این‏گونه موسسات شد و تولید انواع پارچه‏هاى لطیف ابریشمى و زربفت در آنجا رو به تزاید نهاد، در مغرب، بالعکس اعراب، با مورها و بربرها آمیختند، اینان مردمى خشن بودند که از جهت سطح تمدن از فاتحان خود اعراب نیز در مراحل عقبتر قرار داشتند … اعراب حتى آنها که در شهرهاى نزدیک یکدیگر مى‏زیستند، البسه مختلف دربر مى‏کردند … چنانکه مردم اقوام و قبایل مختلف، از شکل کفش و کلاه و لباس خود شناخته مى‏شوند … پوشاک مردان تونس، با پوشاک مردم مراکش تفاوت دارد.

ادامه مطلب لباس و پوشاک بعد از اسلام‏