آستياگ مادر کوروش

دوران کودکی کوروش

کودکى کوروش

کودکى کوروش‏

کزنفون راجع باین قسمت چنین گوید”

کوروش تا سن دوازده سالگى باین ترتیب پرورش یافت و از کودکان دیگر از حیث فراگرفتن چیزهائى، که لازم بود و چابکى و جرئت انواع ورزشها گوى سبقت ربود، در این زمان آستیاگ دختر خود و بچه او را احضار کرد.

او میخواست این طفل را ببیند، زیرا صباحت منظر و خوبى او را شنیده بود.

مان‏دان با طفلش نزد پدر رفت، همینکه وارد شد و کوروش دانست، که آستیاگ جدّ او است، مانند طفلى، که کسى را دوست بدارد، بآغوش جدّش رفت و او را بوسید، چنانکه انسان کسى را، که با او مدّتها انس گرفته، میبوسد. بعد وقتى که کوروش دید جدّش خود را آراسته، چشمانش را سرمه کشیده، صورت را زینت داده، موهاى عاریه دارد و نیز تمام تجملات دربار ماد، یعنى قباهاى ارغوانى، رداها، طوقها، یاره‏ها را مشاهده کرد، خیره در تمامى این چیزها نگریست، زیرا پارسیهاى امروز هم، وقتى که از مملکتشان بیرون نمیروند، لباس ساده‏تر دارند و بظرافت و ناز و نعمت خیلى کمتر علاقه‏مندند. بعد کوروش رو بمادر خود کرده گفت: «مادر، جدّ من خیلى قشنگ است» مادرش از او پرسید: «از پدر تو و جدّت، کدام یک قشنک‏تر است». کوروش جواب داد: «مادر، پدرم از تمام پارسیها صبیح‏تر است، ولى از تمام مادیها، که من در عرض راه و در دربار دیدم، جدّم از همه قشنگتر است».

ادامه مطلب دوران کودکی کوروش