دوستی ها - دانلود فیلم و سریال

 

مستند مهندسی امپراطوری، ایرانیان Engineering an Empire Persians

مستند امپراطوری هخامنشیان دوبله فارسی

در این ویدئو امپراطوری ایران و اقتدار آن تحت حکومت کوروش کبیر نمایش داده شده است و مدیریت و مهندسی دوران امپراطوری ایران در آن زمان مورد بررسی قرار داده حتی یه جا می گه که کورش اولین کسی بوده که در تاریخ لقب the great (بزرگ) گرفته.

ایران باستان بی باک , مقتدر و تسیلم ناشدنی بود . سالیان سال پیچیده در رمز و راز . امپراطوری بی همتا در ثروت و پیروزی . از شمال آفریقا تا آسیا . تمدنی که توسط سلسله ای از حاکمان خارق العاده اداره می شد . جاه طلب و بسیار قدرتمند بودند . امپراطوری پارس تعداد ی از حیرت انگیزترین شاهکارهای معماری جهان را که تا کنون خلق شده را به جهانیان عرضه کرده است . ابرهای تیره همچنان در افق بودند . رقابت دیرین میان ایرانیان و یونان به وجود آمدکه منجر به برخوردی حماسی گردید و تاریخ را عوض کرد و دنیای غرب را در هزاران سال آینده شکل داد .

برای خرید این مجموعه مستند که علاوه بر امپراطوری هخامنشیان چند امپراطوری دیگر را نیز نشان میدهد پس از کلیک بر روی فرم سفارش و تکمیل اطلاعات انرا در هر کجای ایران هستید دریافت کرده و پس از دریافت آن از مامور پست مبلغ مورد نظر را نیز به مامور پست تحویل دهید

در دو عدد دی وی دی

توجه: این مجموعه دوبله فارسی میباشد و شامل بیش از 300 دقیقه فیلم مستند با کیفیت خوب است

توجه: این فقط به صورت نقدی فروخته میشود و به صورت پرداخت در محل ارسال نمیشود

5400 تومان


icon


برای دیدن محتویات دقیق این بسته اینجا کلیک کنید

از انفعال تا انفصال ناصرالملک

در تاریخ‌نگاری مشروطه، افزون بر آشفتگی، نکات مبهم و ناروشن بسیاری نیز وجود دارد و برخی از وقایع به درستی تبیین نشده و به بسترها و مقدمات آنها اشاره لازم نمی‌شود. واقعه عزل ناصرالملک از رئیس‌الوزرایی در ذیقعده ۱۳۲۵/ آذر ۱۲۸۶، گرفتار همین سرنوشت شده است. مهدی ملک‌زاده ضمن شرح وقایع میدان توپخانه، بدون هیچ توضیحی تنها می‌نویسد: «در همان روز (روز واقعه میدان توپخانه) ناصرالملک رئیس‌الوزراء از طرف محمدعلی شاه دستگیر و زندانی شد، وزراء از کار برکنار شدند.» کسروی نیز ضمن اشاره به بحران روابط میان شاه و مشروطه‌خواهان می‌نویسد: «حال بدین سان پیش می‌رفت، تا روز شنبه بیست و دوم آذر ماه (۸ ذیقعده) کابینه ناصرالملک که آشوب را نزدیک دیده از آن دوری می‌خواست، از کار کناره گرفت و چگونگی را به شاه آگاهی داد.» ایشان در جای دیگری می‌نویسد که در روز نخست واقعه میدان توپخانه شاه اعضای هیئت دولت را احضار کرد، «ناصرالملک به بهانه ناخوشی از رفتن باز می‌ایستاد، ولی سرانجام ناگزیر گردید و رفت. محمدعلی میرزا به او دشنامها داده دستور چوب زدن داد. سپس گفت او را در اطاق حاجب‌الدوله باز دارند.» یحیی دولت‌آبادی می‌نویسد: «چون شاه از رئیس‌الوزرایی ناصرالملک دلتنگ است و با وجود او اجرای مقاصد خود را مشکل می‌داند این است که نهایت اصرار را به برهم زدن کابینه و خلع ناصرالملک دارد.

ادامه مطلب از انفعال تا انفصال ناصرالملک

رضاخان , انگلستان و تسلیم خزعل

شیخ خزعل از قبیله بنی کعب یکی از رجال انگلوفیل ایران بود که از دوره مشروطه به بعد در تحولات سیاسی ایران در استان خوزستان نقش مهمی داشته است. او از انقلاب مشروطیت هواداری کرد و در دوران جنگ جهانی اول نیز کمکهای شایانی به دولت انگلستان کرد. بدین ترتیب، او توانست اطمینان کامل انگلستان را به خود جلب کرده و با پشتیبانی آن دولت به حاکم قدرتمند و بی‌رقیب خوزستان تبدیل گردد. با توجه به موقعیت و اهمیت منطقه نفت‌خیز و استراتژیک خوزستان، وجود شیخ خزعل برای بریتانیا از اهمیت بسیار بالایی برخوردار بود. اما سرانجام در سال ۱۳۰۳ شمسی به وسیله رضاخان از صحنه سیاست ایران و خوزستان حذف گردید. هنگامی که رضاخان دست به کار حذف خزعل شد، تحریکات کمیته قیام سعادت را نشانه آن دانست که خزعل در پی جدا ساختن خوزستان از خاک ایران است و دولت انگلیس نیز او را در این نیت سو، حمایت می‌کند. بدین گونه چنین وانمود ساخت که حذف خزعل، اقدامی برای جلوگیری از تجزیه ایران و مبارزه با مهم‍ترین عامل انگلیس و منافع آن دولت است. کتاب سفرنامه خوزستان تنها برای توجیه و القای همین دیدگاه است. به پیروی از رضاخان، دیگر پهلوی‍ستاییان و پهلوی‍نگاران هم در شرح این مدعا به قلمفرسایی پرداخته و انبوهی از متون تاریخنگاری پهلوی را به این مقوله اختصاص دادند، به گونه‍ای که بسیاری از کسانی که آگاهی تاریخی‌‍شان محدود به تاریخ‌‍نگاری یادشده است، از فیلم زندگی سیاسی شیخ خزعل تنها تصویر آگراندیسمان شده و تحریف شده سال ۱۳۰۳ را به یاد می‍آورند و می‌بینند.

ادامه مطلب رضاخان , انگلستان و تسلیم خزعل

قتل تقی ارانی در زندان بهمن سال ۱۳۱۸

دکتر تقی ارانی از اعضای برجسته گروهی بود که از اواخر سال ۱۳۱۵ش تا اوایل سال ۱۳۱۶ش به تدریج دستگیر و در زندان قصر زندانی شدند. این گروه که به گروه ۵۳ نفر معروف شدند متهم بودند که از مرام اشتراکی و کمونیستی پیروی می‌کنند و با بیگانگان (که مقصود طرفداری از شوروی و نظام سیاسی حاکم بر آن کشور بود) ارتباط یافته سر و سرّی پیدا کرده‌اند. این گروه عمدتاً زیر شکنجه‌های جانکاه مأموران اداره آگاهی (تأمینات) شهربانی رضاشاه به جرم خود اعتراف کردند و با پرونده‌سازیهایی که کمتر مقرون به واقعیت بود به زندانهای طویل‌المدتی محکوم شدند و راهی زندان قصر گردیدند. بررسی فجایع وشکنجه‌های مرگبار جسمی و روانی و نیز وضعیت بسیار اسفبار بهداشتی، مکانی و غذایی زندان قصر مجالی دیگر می‌طلبد. فقط همین اندازه قابل ذکر است که دکتر تقی ارانی طی بیش از دو سال و نیمی که در زندان محبوس بود بارها تحت شدیدترین شکنجه‌ها قرار گرفت و اهانتهای وقیحانه پرشمار مأموران زندان را تحمل کرد و اوضاع اسفبار بهداشتی و غذایی زندان شامل او هم شد.

ادامه مطلب قتل تقی ارانی در زندان بهمن سال ۱۳۱۸

سروده‌ ی شهریار درباره آتش سوزی پارسه

شادروان استاد محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار، یکی از برحسته‌ترین سرایندگان ادبیات کلاسیک پارسی در دوره‌ی معاصر، به ‌سال ۱۲۸۵ در شهر تبریز زاده شد.در سنین جوانی، پس از سفری چهارساله به خراسان برای کار در اداره ثبت اسناد مشهد و نیشابور، به تهران بازگشت. او در ۱۳۱۵ در بانک کشاورزی استخدام و پس از مدتی به تبریز منتقل شد. دانشگاه تبریز شهریار را یکی از پاسداران شعر و ادب میهن خواند و عنوان دکترای افتخاری دانشکده ادبیات تبریز را نیز به وی اعطا کرد. او در سال‌های ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۰ اثر مشهور خود -حیدربابایه سلام- را می‌سراید. گفته می‌شود که این منظومه به ۹۰درصد زبان‌های اتحاد جماهیر شوروی ترجمه و منتشر شده‌ است. شهریار در روزهای آخر عمر به‌ دلیل بیماری در بیمارستان مهر تهران بستری شد و پس از مرگ در ۲۷ شهریور ۱۳۶۷ بنا به وصیت خود در مقبره‌الشعرای تبریز مدفون شد.

یکی از دلکش‌ترین سروده‌های شهریار، منظومه‌ی تخت جمشید است. شهریار در این سروده روانش به شامگاه تخت جمشید پرکشیده و با شکوهی تمام، ویرانی این بنای شگفت روزگار را به دست سپاه اسکندر در کالبد سروده‌ای به یاد ماندنی به تصویر کشیده است.

ادامه مطلب سروده‌ ی شهریار درباره آتش سوزی پارسه

دکتر علی شریعتی

«سیگاری بر لب ، سری بر دو دست نگاهی به گوشه ای میخکوب، اندیشه ای غرق در اعماق دور رنج ها، دلی سرشار از درد، لبخندی بیزار ، چشمانی بی اعتنا به هر چه و هر که هست و می توان دید و روحی تلخ و گرفتار و چهره ای همواره در پس سایه اندوه و اندیشه ! این بود طرح همیشگی سیمای من . این بود منی که همه می شناختند . در این دنیا هیچ فریبی مرا نمی گرفت ، دروغی هم مرا نمی فریفت. گل ها همه کاغذین و رنگ ها همه دروغین و روح ها همه چرکین و چهره ها همه بیگانه بود. هستی هیچ چیز نداشت که مرا به خود مشغول دارد . من احساس می کردم که در این اطاقک سرد و گرفته ی جهان مبحوسم. آفرینش را بر اندامم جامه ای تنگ وکوتاه می یافتم و….»

 

ادامه مطلب دکتر علی شریعتی