دوستی ها - دانلود فیلم و سریال

 

مستند مهندسی امپراطوری، ایرانیان Engineering an Empire Persians

مستند امپراطوری هخامنشیان دوبله فارسی

در این ویدئو امپراطوری ایران و اقتدار آن تحت حکومت کوروش کبیر نمایش داده شده است و مدیریت و مهندسی دوران امپراطوری ایران در آن زمان مورد بررسی قرار داده حتی یه جا می گه که کورش اولین کسی بوده که در تاریخ لقب the great (بزرگ) گرفته.

ایران باستان بی باک , مقتدر و تسیلم ناشدنی بود . سالیان سال پیچیده در رمز و راز . امپراطوری بی همتا در ثروت و پیروزی . از شمال آفریقا تا آسیا . تمدنی که توسط سلسله ای از حاکمان خارق العاده اداره می شد . جاه طلب و بسیار قدرتمند بودند . امپراطوری پارس تعداد ی از حیرت انگیزترین شاهکارهای معماری جهان را که تا کنون خلق شده را به جهانیان عرضه کرده است . ابرهای تیره همچنان در افق بودند . رقابت دیرین میان ایرانیان و یونان به وجود آمدکه منجر به برخوردی حماسی گردید و تاریخ را عوض کرد و دنیای غرب را در هزاران سال آینده شکل داد .

برای خرید این مجموعه مستند که علاوه بر امپراطوری هخامنشیان چند امپراطوری دیگر را نیز نشان میدهد پس از کلیک بر روی فرم سفارش و تکمیل اطلاعات انرا در هر کجای ایران هستید دریافت کرده و پس از دریافت آن از مامور پست مبلغ مورد نظر را نیز به مامور پست تحویل دهید

در دو عدد دی وی دی

توجه: این مجموعه دوبله فارسی میباشد و شامل بیش از 300 دقیقه فیلم مستند با کیفیت خوب است

توجه: این فقط به صورت نقدی فروخته میشود و به صورت پرداخت در محل ارسال نمیشود

5400 تومان


icon


برای دیدن محتویات دقیق این بسته اینجا کلیک کنید

داستان کودکی زرتشت

زرتشت مردی دهقان زاده بود و در پانزده سالگی مردم را به صلح و صفا دعوت میکرد.او پسر دهقانی به نام پورشیت بود که گاو شیری داشت و از آن گاو به زرتشت شیر میداد و از معجزات زرتشت آن بود که هنگام به دنیا آمدن خندید و این در حالی عست که کودکان در بدو به دنیا آمدن گریه میکنند.

لهراسب شاه هم عصر زرتشت پیامبر بود و او در شبی خواب دید که تعبیر آن خواب این بود که کودکی خواهد آمد که زادگاه او آذربایجان است او با پلیدی مبارزه میکند مفسران خانه زرتشت را به لهراسب نشان دادند و او به خانه زرتشت رفت و در آنجا نوزاد را دید و شمشیرش را از نیام بیرون کشید تا او را بکشد اما به قدرت خداوند دست او میان هوا و زمین خشک شد او به کاخ خود بازگشت و با اطرافیانش که دیوان واهریمنان بودند صحبت کرد و آنان گفتند که خود زرتشت را خواهند کشت پس آتشی عظیم برپا کردند و زرتشت را که از خانه پدر ربوده بودند به آتش انداختند اما باز هم به امر خدا آتش سرد شد و بر او اثر نکرد و مادرش که برای نجات کودک رفت با تعجب دید که او میان آتش نشسته و میخندد. مادرش او را برداشت و به خانه برد و فهمید که او کودکی عادی نیست پس در تربیت او اهتمام کرد و دشمنان فرزندش چندین بار دیگر به قصد جان زرتشت او را به کام حیوانات وحشی افکندند که هر بار او به امر خدا نجات پیدا کرد…

ادامه مطلب داستان کودکی زرتشت

روزی که امیرکبیر گریست

امیر کبیر و گریه

در سال ۱۲۶۴ قمری، نخستین برنامه‌ی دولت ایران برای واکسن زدن به فرمان امیرکبیر آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانانی ایرانی را آبله‌کوبی می‌کردند. اما چند روز پس از آغاز آبله‌کوبی به امیر کبیر خبردادند که مردم از روی ناآگاهی نمی‌خواهند واکسن بزنند.

ادامه مطلب روزی که امیرکبیر گریست

یک داستان از مردانگی و سخاوت کوروش

روزی که کوروش وارد شهر صور شد یکی از برجسته ترین کمانداران سرزمین فینیقیه (که صور از شهرهای آن بود) تصمیم گرفت که کوروش را به قتل برساند. آن مرد به اسم “ارتب” خوانده می شد و برادرش در یکی از جنگ ها به دست سربازان کوروش به قتل رسیده بود. کوروش در آن روز به طور رسمی وارد صور شده بود و پیشاپیش او، به رسم آن زمان ارابه آفتاب را به حرکت در می آوردند و ارابه آفتاب حامل شکل خورشید بود و شانزده اسب سفید رنگ که چهار به چهار به ارابه بسته بودند آن را می کشید و مردم از تماشای زینت اسب ها سیر نمی شدند …

 

ادامه مطلب یک داستان از مردانگی و سخاوت کوروش